تبیین پایههای اساسی در مبانی و اهداف مصرفی در اسلام دارای این قابلیت است که مؤلفههای اعتباری الگوی مصرف را بهعنوان رفتار نهادینهشده به جامعه اسلامی معرفی کند تا با تنظیم رفتارهای مصرفی براساس آموزههای اسلامی بهصورت یک مدل مفهومی همراه با پیشفرضهای فلسفی، هستهای تثبیتکننده الگو را نتیجه دهد. درواقع، الگوی مصرف، تشکیلدهنده مجموعه رفتارهای مصرفی است که انجام این رفتارها در جامعه تثبیت شده باشد. مکتب اقتصاد اسلامی با روش مطالعه خاص خود بهعنوان کشف عوامل مؤثر در الگوی مصرفی از طریق منابع دین، قابلیت تبیین الگوی مصرفکننده را براساس مؤلفههای دینی دارد؛ امّا ازآنجاییکه مؤلفههای اسلامی در مصرف، زمانی تبدیل به الگو میشوند که در جامعه نهادینه شده باشد، نیاز است که الگوی مصرف را براساس مبانی فلسفی، مکتب، اخلاق و حقوق اسلامی بهگونهای کشف کرد تا هم عوامل مؤلفهساز الگو شناخته شود و هم عوامل تثبیتکننده آن بهعنوان ابزاری جهت نهادینهکردن الگوی مصرف بهکار برود و در مرحله بعد آثار آن، نقش تثبیتکننده مؤلفههای اقتصاد مقاومتی را ایفا کند. هدف از این مقاله، تبیین نظاممند عوامل الگوساز اسلامی در رفتار اقتصادی مصرف و آثار آن در تثبیت اقتصاد مقاومتی است و امتیاز آن در تبیین الگوی مصرف بهصورت رفتارهای تثبیتشده در شکل مدلهای مفهومی است. درواقع، این تحقیق بنیادین، با هدف این، که مدل مفهومی الگوی مصرف در اقتصاد اسلامی را بیان کند، برپایه امتداد مبانی حکمت در رفتار مصرفکننده، مؤلفههای اصلی الگوی مصرف را کشف کرده و با نگرش به اینکه چه مؤلفههایی در اقتصاد اسلامی توصیه شده و چه عواملی آنها را تثبیت میکند، مدل مفهومی آن را نشان داده است که در تثبیت مؤلفههای اقتصاد مقاومتی نقش دارد.