دانش اقتصاد در شکل متعارف خود متکفل توضیح دو بخش عمومی و خصوصی است. مرور ادبیات این دو بخش برخی از نظریهپردازان را متقاعد کرده است که این دانش در ترسیم ابعاد اقتصادی زندگی بشر به میزان کافی جامعیت ندارد. این نظریهپردازان با مرور انگیزهها و فعالیتهای اقتصادی دریافتهاند که بسیاری از فعالیتهای اقتصادی نه با انگیزه بخش خصوصی یعنی انتفاع سنخیت دارد و نه میتوان آنها را محصول دولت دانست. فعالیتهای داوطلبانه خیرخواهانه و غیرانتفاعی، که در میان مردم بهوفور رایج است، را نمیتوان در دیگر بخشهای اقتصادی تعریف کرد. ازاینرو، این فعالیتها، با عنوان بخش سوم اقتصاد معرفی شدهاند. دراین نوشتار به دلالتها و نسبت میان سه بخش عمومی، خصوصی و سوم پرداخته میشود. همچنین، دراین پژوهش با ادبیاتی تحلیلی و با رویکرد فلسفه اقتصادی و با کاربرد برخی از دادههای اقتصادی تلاش شده است عملکرد بخش سوم اقتصاد ارزیابی و میزان موفقیت آن بررسی شود. در ادامه نیز ضمن برشمردن نقایص موجود در ادبیات بخش سوم اقتصاد، از اقتصاد مقاومتی که به اقتصاد مردمی نیز شناخته میشود به بخش چهارم اقتصاد بهعنوان ایده مکمل معرفی میشود. ایده بخش چهارم، گونهای از تعاملات میان مردم را نشان میدهد که هیچکدام از متغیرهای بخش عمومی و بخش خصوصی و بخش سوم قدرت تحلیل آنها را بهدرستی ندارند؛ اما باوجوداین، گستره عظیمی از مردم از فواید آن بهرهمند میشوند.