هر چند در مطالعات اقتصاد اسلامی بیشتر به مباحث نظری و مبنایی پرداخته شده است؛ اما در این میان اقتصاد سیاسی کمتر موردتوجه قرار گرفته است. متأسفانه امروزه عدم ارائه راهبردهای اقتصاد سیاسی در حوزه اقتصاد اسلامی و مغفول ماندن این موضوع کشورهای اسلامی را در پیشبرد اهداف خارجی خود دچار مشکل کرده است. مسئلهای که بهتبع آن کشورهای اسلامی را در عرصه بینالملل در عین دارابودن منابع سرشار خدادادی و انواع ظرفیتهای اقتصادی و راهبردی در موضع انفعالی و یا سیاستپذیر قرار داده است. یکی از این بارزترین مصادیق این موضوع انفعال سیاستی در مقابل رژیم صهیونیستی در حوزه اقتصاد سیاسی است. درحالیکه نظام سلطه با بهرهمندی از ابزارهایی چون نفوذ سیاسی و قدرت نظامی برای افزایش قدرت اقتصادی خود بهره میبرد و با تصویب تحریمهای مدنظر خود کشورهای اسلامی را در این حوزه تضعیف میکند، کشورهای اسلامی از ظرفیتهای متعدد خود برای اتخاذ موضع تهاجمی نسبت به رژیم صهیونیستی استفاده چندانی نمیکنند. بدون شک یکی از ریشههای توانایی جنگ و خونریزی رژیم صهیونیستی را میتوان در نتیجه بی عملی جهان اسلام در حوزه تحریم اقتصادی و یا سایر بسترهای تقابل اقتصادی با آن دانست. در این مقاله با استفاده از روش تحلیلی توصیفی بسترهای گوناگونی چون عدم تأمین منابع، تحریم کالایی، ظرفیتهای قانونی و تبلیغاتی و سایر ابزارهای ممکن مورد بررسی و ظرفیتهای راهبردی اقتصادی جهان اسلام برای مقابله با رژیم صهیونیستی ارائه شد. نتایج مطالعه ضرورت استفاده از ابزارهای سیاستی موجود را در مواجهه با رژیم صهیونیستی بیان میکند.